نظر علي الطالقاني

363

كاشف الأسرار ( فارسى )

امير المؤمنين ( ع ) نازل شده . 212 و باقر ( ع ) فرمود كه اعضاء بر مؤمن شهادت نمىدهد بلكه شهادت بر كسى مىدهد كه وعيد عذاب بر او لازم شده باشد . 213 و گذشت در حديث امير ( ع ) در جواب اختلاف آيات كه آن بزرگوار شهادت اعضا را در حق مشركان قرار داد و ادلّه بر شهادت اين گونه امور بسيار است . و اختلاف است كه اين شهادت‌ها شهادت حال است يا شهادت قال ، و ايشان شهادت مىدهند يا موكلان ايشان . و ما در مجالس وعظ در معنى تسبيح كلّ شىء بعضى وجوهات نوشته‌ايم ، رجوع كن . خلاصه هر جزئى از گناهان ما در دفترهاى بىشمار مشهور و معلوم شاهدان بسيار بسيار است ، علاوه بر علم خدا كه به هر چيز محيط است . به خاطرم مىآيد كه عربى خدمت خاتم ( ص ) رسيد ، در بين صحبت عرض كرد خدا مىديد آنچه من مىكردم ، فرمود بلى . فى الفور افتاد و جان داد . 214 انصاف كار بجايى كرد . خداوند به حق محمد و آل محمد ( ص ) كه ما را در صحراى قيامت رسوا نگردانى و گناهان ما را از ما و از همهء ما سوا بپوشانى و بر خود ما نشمارى و ما را بر گناه خود مطلع نگردانى كه عذاب رسوائى و خجالت از بدترين عذاب‌ها است . يا علّام الغيوب و يا ستّار العيوب . مطلب پنجم در صراط . و صراط به معنى راه است و لكن صراط قيامت را به پل و جسر تفسير كرده‌اند به جهت احاديث . و ظاهر است كه جسر نيز راهى است و در اينجا راه مخصوص و جسر مخصوصى است كه بر روى جهنم كشيده و آخر او به اول بهشت وصل است ، پس هر كه از او گذشت لا بد از اهل بهشت است و هر كه نگذشت و افتاد البته به جهنم افتاده . و منحصر است راه بهشت به همين راه و شرعا و عقلا ممتنع است كه كسى راه ديگر پيدا كند و يا اين راه را طى نكرده به بهشت نيك سرشت برسد . و اهل باطن و ظاهر همه را مسلّم است كه در دنيا هر كه در شريعت و راه خدا مستقيم باشد و نلغزد ، در صراط قيامت نيز به سهولت خواهد گذشت و نمىلغزد و از براى او عريض است و تندى و تيزى و سوزندگى ندارد . پس معلوم شد كه مردم در آنجا نيز مثل اينجا خواهند بود ، پس بعضى گذرند بر صراط مانند برق جهنده و بعضى مثل باد و بعضى مثل اسب و بعضى مثل پياده و بعضى به چهار دست و پا مثل اطفال . و همهء اين مطالب مسلّمى شيعه و سنّى است . و